|
متون عاشقانه
من به غير از
تــــو
نخواهم ، چه
بدانی ، چه
ندانی
از درت روی
نتــــــــابم
، چه بخوانی
، چه برانی
دل من ميل
تـــــــو
دارد ، چه
بجوئی چه
نجوئی
ديده ام جـای
تــــو باشد
، چه بـمانی
، چه نـمانی
مـن کـه
بيمار
تـــــو هستم
، چه بپرسی
چه نپرسی
جان به راه
تـــــــو
سپارم ، چه
بدانی ، چه
ندانی
ميتوانی به
همه عـمر ،
دلم را
بفريبی
ور بکوشی ز
دل من بگريزی
، نتوانی
دل من سوی
تــــــو آيد
، بزنی يا
بپذيری
بوســــه ات
جان بفزايـد
، بدهی يـا
بستانی
جانی از بهر
تـو دارم ،
چه بخواهی چه
نخواهی
شعرم آهنگ
تــو دارد ،
چه بخوانی چه
نخوانی
   
پرسید به
خاطر کی زنده
هستی ؟
با اینکه
دوست داشتم
با تمام
وجودم داد
بزنم به خاطر
تو ،
بهش گفتم به
خاطر هیچ کس
پرسید پس به
خاطر چی زنده
هستی ؟
با اینکه دلم
داد می زد به
خاطر دل تو
با یک چشم پر
از اشک بهش
گفتم به خاطر
هیچ چیز .
ازش پرسیدم
تو به خاطر
چی زنده هستی
؟
در حالی که
گریه می کرد
گفت :
به خاطر کسی
که برای هیچ
زنده است
   
آموخته ام که
وقتي عاشقم ،
عشق در ظاهرم
نيز نمايان
مي شود.
آموخته ام که
عشق مرکب
حرکت است نه
مقصد حرکت .
آموخته ام که
هيچ کس در
نظر ما کامل
نيست تا
زماني که
عاشقش شويم .
آموخته ام که
اين عشق است
که زخم ها را
شفا ميدهد ،
نه زمان .
آموخته ام که
تنها کسي مرا
شاد ميکند ،
که بمن
ميگويد « تو
مرا شاد کردي
»
آموخته ام که
گاهي مهربان
بودن بسيار
مهمتر از
درست بودن
است .
آموخته ام که
مهم بودن
خوبست ولي
خوب بودن
مهمتر است .
آموخته ام که
هرگز نبايد
به هديه اي
که از طرف
کودکي داده
ميشود « نه »
گفت
آموخته ام که
هميشه براي
کسي که به
هيچ عنوان
قادر به کمکش
نيستم ، دعا
کنم .
آموخته ام که
زندگي جديست
ولي ما نياز
به «دوستي»
داريم که
لحظه اي با
او از جدي
بودن دور
باشيم .
اموخته ام که
تنها چيزي که
يک شخص
ميخواهد فقط
دستي است
براي گرفتن
دست او و
قلبي براي
فهميدنش.
آموخته ام که
زير پوست سخت
همه افراد
کسي وجود
دارد که
خوشحال شود و
دوست داشته
باشد.
آموخته ام که
خدا همه چيز
را در يک روز
نيافريد ، پس
من چگونه
ميتوانم همه
چيز را در يک
روز بدست
آورم .
آموخته ام که
چشم پوشي از
حقايق آنها
را تغيير نمي
دهد.
آموخته ام که
وقتي با کسي
روبرو ميشويم
، انتظار
لبخندي از
سوي ما دارد.
آموخته ام که
لبخند
ارزانترين
راهي است که
ميتوان با آن
نگاه را وسعت
بخشيد .
آموخته ام که
باد با چراغ
خاموش کاري
ندارد.
آموخته ام که
به چيزي که
دل ندارد
نبايد دل بست
.
آموخته ام که
خوشبختي جستن
آن است نه
پيدا کردن آن
.
و آموخته ام
که قطره
درياست ، اگر
با درياست .
و آموخته ام
که عشق ،
مهرباني ،
گذشت ، صداقت
وبلند نظري
خصلت
انسانهاي
انسان است.
   
|